پاپ آرت وعکاسی(Pop Art)

بیهودگی جنگ و عقاید و دیدگاههای متناقضی که راجع به آن وجود داشت عاملی بود که باعث پیدایش نهضت (دادا )در زمان جنگ جهانی اول شد.

تولید انبوده اشیای مصرفی و استفاده و مصرف آنها در دهۀ پنجاه، بار دیگر چنان موقعیت اجتماعی را پدید آورد که مشابهاً همان احساس پوچی و عبث بودن  را به خاطر می آورد و اینها باعث برانگیختن واکنش نئودادائیسم گردید که برای بازسازی محیط موجود، پس از استیلای اکسپرسیونیسم انتزاعی به عنوان یک مفهوم هنری به پا خاسته بود.
جنبش نئودادائیسم تحت بیرق «یکی سازی هنر و زندگی» کوشید تا دنیای به هم پیوسته و مبتدل تولید و مصرف را برای آفرینش یک شکل هنری، در برگیرد. از این رو رابرت راوشن برگ این نظریه را چنین بیان کرد: «من معتقدم اگر تصویر متشکل از اجزای دنیای واقعی باشد، بیشتر اصالت خواهد داشت».
در «نقاشیهای ترکیبی»
(Combine paintings)  که او باب کرده بود، اشیای گوناگونی به کار می رفت، همچون شیشه های نوشابه و .....
 البته آنچه برای مبحث ما مهم است تاثیرات آن در عکاسی است .
این عکسها معمولاً تصاویری کاملاً عادی، واقعی و مستند بود که هیچ گونه ارزش هنری خاصی نداشت؛ اما هنگامی که در نقاشی به کار برده می شد، به عنوان نماینده و شاخصی از واقعیت جزء اجزای کامل کنندۀ یک اثر هنری می گردید.
بسیاری از هنرمندان از نئودادائیسم الهام گرفتند، از این رو تعداد زیادی عکسهای مختلف گردآوری شد که می توانستند از آنها همچون آرشیوی برای کارهای هنری خود استفاده کنند.
در دهۀ پنجاه نهضت نئودادائیست به رهبری رابرت رواشن برگ، درآمریکا به عنوان «نئورئالیسم» شناخته شد؛ اما بعدها که موضوعات آن بر فرهنگ مبتذل مصرفی و واقعیت زندگی شهری متمرکز گردید به «پاپ آرت»
(Pop Art) مشهور گشت.
رالف- گونتردینست پاپ آرت را چنین تعریف کرد: «پاپ آرت از یک طرف ابتذال را به صور خیال و رویا می کشاند و از طرف دیگر از دنیای مصرفی انتقاد می کند و سطح زندگی را از ورای تولید انبوه نمایانگر می سازد».
این موارد در اثر ریچارد همیلتون قابل رویت است.
فعالیتهای پاپ آرت اغلب روی بسته بندی پر زرق و برق با ساختار گرافیک که واضحاً از
Kitsch با تلفظ «کیچ» ]متون ادبی یا کارهای هنری با کیفیت پایین که برای جلب توجه عوام ارائه می شود. [ ناشی می شد، متجلی می گشت.
این جریانات هماهنگ عمدتاً همانند دادا متکی بر گستاخی بصری بود و نمود دیگری از بسته بندی پر زرق و برق و جلب و عجیب و بدوی را که از نظر زیبایی شناسی قابل قبول بود، ارائه می کرد.

 

تصویر ریچارد همیلتون، طبیعت بیجان (عکس رنگی روی چوب، cm 91 ×89)، 1965

(موزۀ والرف ریچاردز و موزۀ لودویگ، کلن)

پاپ آرت تمام فرآورده های زندگی شهری را که می توانست از طریق بصری درک شود، به گونه ای رمانتیک ارائه می داد و فقط به ارائه آگهی با بسته بندیهایش، پوسترها و احتکارهایش قناعت نمی کرد.
برخی داستان نگاریهای کمدی در این زمینه بسیار با اهمیت بود؛ زیرا از طریق بصری بخش وسیعی از مردم آمریکا و اروپای غربی را سرگرم می کردند.
تجزیه و تحلیل های دیوید آنتین که اعتقاد زیادی به ماهیت پاپ آرت داشت ثابت می کند که با اغراق در یک موضوع کمدی نتایج جالب توجهی حاصل می شود.
همچنین اصل تکرار به صورت یک تصویر مضاعف از ویژگیهای هنر پاپ محسوب می شد هنرمندان پاپ آرتی همچون اندی و ارهون اغلب یک عکس واحد را بارها به کار می بردند، وی معمولاً در مورد ستارۀ فیلم یا تبلیغات رسانه های گروهی این شیوه را به کار می برد.
انبوه تصاویر به صورت عکس درآمده در یک ردیف، اثر طلسم گونه شکل را آنقدر تشدید می کرد که ابتذال عمل تکثیر، خود معیاری می شد برای احترام یا تحسین نسبت به آنچه که در کمپوزیسیون اثر آمده بود.
عکس نه تنها یاور مهم پاپ آرت بود که بسیاری از عکسهای خلاق، خود عامل به وجود آورندۀ پاپ آرت بودند. هربرت لوبل و آندریاس فاینینگر در عکسهایی که از جاده های اصلی آمریکا از فاصلۀ دور با لنزهای تله فتوی قوی گرفته بودند اعلانات مختلف و علائم خیابانی را در یک کادربندی جدید جای داده بودند که این عکسها طلیعه ای برای دخول به پاپ آرت بود.
شیوۀ کار رابرت هاوزر هم در سال 1951 براساس قوانین نئودادائیسم بود؛ تغییر قیافۀ شهرها با پوسترهای یکسانی که به عنوان آگهی به صورت متحدالشکل یکی پس از دیگری دنبال هم قرار گرفته در عکس وی نشان داده شده است.
در آثاری از این نوع، روحیۀ هنری آن دوره به طور ناخودآگاه منعکس شده بود که چندسال بعد این امر بیشتر توسعه یافت.
در آثار هنری لوبل، فاینینگر و هاوزر الهاماتی از توسعۀ مجدد اصل «شیء یافت شده» وجود داشت. دنیا به سمتی می رفت که پر از کادربندیهای تصادفاً رخ داده، بود و می شد اینها را تقلید مسخره آمیزی از سیر اشیای مصرفی تفسیر کرد. عکاسان مجبور بودند توجهشان را منحصراً معطوف ویترین مغازه ها کنند.
با وجود این برخلاف سورئالیستها که بینش رویایی را به وسیله اشیا بیان می کردند، عکاسان با الهام از پاپ آرت کادربندیهای بسیار عجیب و غریبی را که تصادفاً حادث شده و پیامد بسته بندیهای پر زرق و برق بود، ثبت می کردند.
بهترین مکان برای یافتن چنین موضوعاتی کشورهای بسیار صنعتی با بیشمار خیابانهای پر از مغازه و بوتیک بود.
هنگامی که در اروپا فلوریس ام. نیوزوس و عکاس هنرپیشه، هانس شوبرت، در زمرۀ آنانی بودند که از ویترین مغازه ها الهام می گرفتند در آمریکا عکاسانی همچون لی فریدلندر کاوشگرانه شروع به کار کردند.

 

تصویر 159- فلوریس ام. نیوزوس ارائه کلاه گیس، 1973

از فتومونتاژ نیز برای اهداف پاپ آرت استفاده می شد. آر. اف هینکن چهار حالت زنانه را با عکسهایی از موضوعات مختلف که دارای مفاهیم خاصی بودند، مثلاً قسمتهای یک اتومبیل و غیره- ترکیب کرد.
در بسیاری از فتومونتاژها، فنون عکاسی با فرایندهای گرافیکی مختلف ترکیب شده بود، مثلاً می توان از سری کلاژهای «مطالعات فن آرایش و تزیین» ریچارد همیلتون نام برد.

عکاسانی نظیر رینهارد شوبرت که هم عکاس و هم گرافیست بودند، برای ایجاد چنین ترکیباتی بیشترین توانایی را داشتند.
بتی هان نیز بی تردید تحت تأثیر پاپ آرت قرار داشت. این عکاس آمریکایی عکسهای خود را روی پرده های عکاسی بزرگ می کرد و سپس کار خود را با قلابدوزی تصویر به پایان می رساند؛ برای مثال در ترکیب بندی «جاده و رنگین کمان» رنگین کمان، خطوط روی جاده و سقف خانه با الیاف رنگین قلابدوزی شده است.

عکاسی HDR

HDRمخفف  High Dynamic Range است
عکاسی HDR باگسترش عکاسی دیجیتال،در بین عکاسان جوان محبوبیت زیادی پیدا کرده است محدودیت‌های خاص سنسورهای دیجیتال ومیل به تنوع وافزایش خلاقیت باعث افزایش این شیوه عکسبرداری شده است و  قابلیت‌های بی‌نظیر این تکنیک برای بیانی متفاوت در عکس‌های قابل توجه است.
عکاسی HDR ضمن حل مشکل نورسنجی در عکاسی ،به علت دارا بودن کنتراست‌ها و طیف تونالیته خاص باعث تاثیر‌گذاری بیشتر بر مخاطب می گردد.
عکس‌های HDR بایدکاملاً ظاهری طبیعی داشته باشند آنقدر که کسی متوجه HDR بودن آن‌ها نشود .
اصولاهرچه عکس ها کمتر دستکاری ،فتوکلاژ وگرافیکی شوند اصالت وجاذبه بیشتری دارند.
در این شیوه از عکاسی حتما باید دوربین را برروی سه پایه ثابت قرارداده واز یک منظره مشخص وکادر ثابت با سه دیافراگم مختلف  عکسبرداری کرد ،سپس بوسیله نرم افزارهای ویرایش تصویر مانند فتوشاپ تصاویر را باهم تلفیق نمودکه ازتلفیق آنها عکس های جالبی پدید می آید.
اصولا این شیوه عکسبرداری برای ثبت تصاویری که کنتراستهای شدید ورنگهای متنوع دارندمناسب تر است.


تفاوت این دو عکس کنارهم تفاوت یک عکس ساده و HDR را مشخص می کند.
درخصوص این سبک عکاسی در آینده توضیحات دقیق ومفصلی را در همین بخش خواهم داد.